تبلیغات
IT و تکنولوژی - مطالب همه چیز در باره ی مهدویت
 
IT و تکنولوژی
با سلام،بازدید کننده ی گرامی نظر یادت نره در ضمن ادامه ی مطالب در کلید ادامه مطلب میباشد
جمعه ششم مرداد 1391

از سال 2005 تلاش های مشکوک و در عین حال پرواضحی در رسانه های غربی و صهیونیستی با محوریت  ضدیت با "محور مقاومت" شکل گرفت که راس آن و هدف غایی و نهایی آن جمهوری اسلامی بود و تمام فتنه ها به ایران ختم می شد، سران صهیونیسم جهانی همچون "موشه یعلون" رسما اعلام می کردند مراد ما از جنگ با حزب الله لبنان "33 روزه در سال 2006 " فتح اولین و مهمترین سنگر ایران است.

اما آنچه در این جستار به دنبال توضیح آن هستیم بحثی دیگر است و آن ارتباط انگلیس و علی الخصوص لندن به عنوان بهانه ای برای حمله مجدد به محور مقاومت(ایران،سوریه ،حزب الله).

بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب


نوع مطلب : فراماسونری، معرفی لینک، اخبار، حوادث، همه چیز در باره ی مهدویت، دین و اندیشه، نقد و بررسی، سیاست(خارجی)، سیاست(داخلی)، گزارش، تازه ها، مطالب جالب، 
برچسب ها : المپیک 2012، المپیک، 2012، رائفی پور، علی اکبر، علی اکبر رائفی پور، وبلاگ رائفی پور،
لینک های مرتبط : تا چه خواهد شد، وبلاگ شخصی استاد رائفی پور، Anti zionism،

به نام خدا

سلام

در این مطلب از سایت عصر انتظار می خواهیم شما را به به دیدن یکی از مهمترین، قویترین و تأثیرگذارترین مستندهای روی اینترنت دعوت کنیم. این سریال مختص گروه خاصی از انسانها با نژاد و یا دین خاصی نیست بلکه همه انسان های آزادی خواه بایستی این سریال را تماشا کنند.

مستند سریالی “ظهور”، مستندی است قوی راجع به ایلومیناتی، فراماسونری و حکومت جهانی شیطانی آنها که توسط مسلمانان اروپا ساخته شده است.

در این مستند تلاش شده است که به پرسشهایی نظیرسوالهای زیر پاسخ داده شود:

- چرا مسائل جهان امروز، به صورت کنونی است؟

- چرا این همه برجهای هرمی و برجهای دوقلو در اطراف ما ساخته می شود؟

- چه کسانی جهان را کنترل می کنند؟

- پشت پرده فیلمها و کارتون های سینمایی چیست؟

- پشت پرده موسیقی ها چیست؟

- چرا سلطه گران جهانی به دنبال احیای معبد سلیمان هستند؟

- چرا این همه خشونت و کشتار در اطراف جهان وجود دارد؟

- چه ارتباطی بین فرعون امروزی و “نظم نوین جهانی” وجود دارد؟

- چه وجه اشتراکی بین جورج بوش، اباما و ملکه انگلیس وجود دارد؟

- چرا شیطان پرستی امروز توسط سران کشورهای استعمارگر و صهیونیست پشتیبانی می شود؟

- مقصود واقعی اشیاء پرنده ناشناخته (UFO) چیست؟

- هدف واقعی فروپاشی اقتصادی در جهان چیست؟

- دجال (ضد امام مهدی، عجل الله تعالی فرجه، و ضد مسیح، علیه السلام) کیست و هدف او و ابزارهای رسیدن به آن هدف چیست؟

اینها سوالاتی هستند که در این سریال مستند به آنها پاسخ داده می شود.

هدف این سریال، افشای طبقه ممتاز (Elite)، خاندانهای سلطنتی در اروپا، زرسالار و جهان خواهان است که تمامی جنبه های زندگی بشریت را کنترل و برنامه ریزی می کنند.

بارها و بارها سایت تولید کننده این سریال (www.wakeupproject.com)، مورد حمله واقع شده و سایت از سرویس دهی خارج شده است.

در هر حال، ما این سریال را به صورت کامل با کیفیت خوب و با فرمت Divx در اختیار شما قرار داده ایم.

تهیه کنندگان این سریال، بارها گفته اند که هدف، شستشوی مغزی بینندگان و یا تحمیل عقاید و یا ایجاد ترس عمومی نیست و از همه کسانیکه این مستند را تماشا می کنند می خواهیم تا خودشان به تحقیق راجع به موضوع های ارائه شده در این مستند بپردازند تا به میزان واقعیت مسائل مطرح شده پی ببرند.

مهمترین سخن ما “بیداری” و “آگاهی” است. همه ما بایستی نسبت به حوادثی که در جهان اطراف ما اتفاق می افتند، بیدار و آگاه باشیم تا بتوانیم جهت آماده سازی و تربیت نسل هایی که در آینده میزبان و همراه امام مهدی (عج) خواهند بود، خدمت کوچکی کرده باشیم.

و در عصرانتظار وظیفه زمینه سازی است، که تکلیف زمینه سازی است برای عصر ظهور، که زیر ساخت های ظهور را فراهم کنیم.

در پایان از گروه بیداری اندیشه که تلاش بسیار زیادی را در زمینه ترجمه و زیرنویس این سریال انجام داده اند، تشکر میکنیم.

اطلاعات سریال:

تعداد قسمت ها: ۵۲

زمان هر قسمت: حدود ۱۰ دقیقه

تهیه کنندگان: Noreagaa & Achernah

کیفیت: Divx 640 * 480

زیرنویس: فارسی و انگلیسی

ترجمه زیرنویس: گروه بیداری اندیشه (bidari-andishe.blogfa.com)

دانلود سریال با لینک مستقیم:

دوستان عزیز بدلیل محدودیت از این آدرس دانلود کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار قرآنی، همه چیز در باره ی مهدویت، دین و اندیشه، دانلودی، 
برچسب ها : دانلود فیلم The Arrivals، فراماسونری، سریال ظهور، زیرنویس فارسی The arrivals، ایلومیناتی،
لینک های مرتبط :

حوادث مصر نشانه پراهمیتی برای ظهور

شهر قاهره مصر و شهادت محمد عاطف

 


 

تطابق برخی از نشانه های ظهور حضرت ولی عصر(عج) با جنبش کنونی مردم مصر ما را بر آن داشت که به واکاوی دقیق این دسته از روایات بپردازیم. گفتیم که برای تحلیل دقیق این روایات لازم است مراحلی سه گانه را طی کنیم. نخست نمایی کلی از روایات مصر در آستانه ظهور ارائه گردید و پس از آن به نقد سندی این دسته از روایات پرداخته شد. حال نوبت به مرحله سوم یعنی تحلیل و نقد محتوایی رسیده است که در قالب نکات زیر بیان می گردد:

 

1ـ حوادث مصر از «نشانه های حتمی» یا «غیر حتمی ظهور»

یکی از عقاید شیعه این است که امور آینده بشر دو گونه می باشد: یکی «حتمی و تغییر ناپذیر» و دوم «غیر حتمی و قابل تغییر». به بیان دیگر گویا حوادث آینده در دو لوح مجزا قرار گرفته است که در یکی، «حوادث حتمی» و در دیگری «حوادث معلق و مشروط» درج شده است. بنابراین ممکن است، حوادث لوح دوم در آینده به وسیله اموری همچون دعا، نفرین، کارهای خیر و یا اعمال ناپسند تغییر کند. زیرا خدایی که انسان را مختار آفریده و به او اجازه داده تا در قسمت قابل توجهی از آینده خود تاثیر گذار باشد، حوادث آینده را نیز مشروط و معلق به اعمال سنجیده یا نسنجیده او قرار داده است.

نشانه های ظهور نیز همانند دیگر رخدادها دو گونه خواهد بود. یکی «نشانه های حتمی ظهور» و دیگر «نشانه های غیر حتمی و مشروط».(الارشاد، ج 2، ص 370) از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:

«مِنَ الْأَمْرِ مَحْتُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَیْسَ بِمَحْتُومٍ وَ مِنَ الْمَحْتُومِ خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ فِی رَجَبٍ» (الغیبة للنعمانی، ص 300)؛ «پاره ای از کارها حتمى و پاره ای از آن غیر حتمى است و از جمله امورى كه حتما واقع می شود، خروج سفیانى در ماه رجب است.»

بنابراین پاره ای از نشانه های ظهور حتمی و پاره ای از آنها معلق و مشروط به اعمال بشر است. اما سوال ما این است که حوادث مصر که به عنوان یکی از نشانه های ظهور مطرح گردیده در کدامیک از این تقسیمات قرار دارد؟

یکی از عقاید شیعه این است که امور آینده بشر دو گونه می باشد: یکی «حتمی و تغییر ناپذیر» و دوم «غیر حتمی و قابل تغییر». به بیان دیگر گویا حوادث آینده در دو لوح مجزا قرار گرفته است که در یکی، «حوادث حتمی» و در دیگری «حوادث معلق و مشروط» درج شده است. بنابراین ممکن است، حوادث لوح دوم در آینده به وسیله اموری همچون دعا، نفرین، کارهای خیر و یا اعمال ناپسند تغییر کند

با اینکه در منابع روایی نشانه های فراوانی برای ظهور مطرح شده اما بر روی تعداد اندکی از آنها مُهر «حتمی» بودن خورده است. محدثان بر حتمی بودن پنج نشانه که در حدیثی از امام صادق علیه السلام ذکر شده، متفق القول اند.(الكافی،ج 8، ص 310) این نشانه های پنج گانه عبارتند از: «صیحه آسمانى، خروج سفیانى، خورشید گرفتگى، كشته شدن نفس زكیه و خروج یمانى.»

اما در مورد حوادث مصر هیچ روایتی مبنی بر حتمی بودن نیامده است. با این وجود از روایات مختلف برمی آید که حوادث مصر در آستانه ظهور با خروج سفیانی گره خورده است که این نشان از ارتباط تنگاتنگ این رخدادها با نشانه های حتمی ظهور خواهد بود.

بنابراین بر فرض صحت این روایات و بر فرض قابلیت تطبیق این دسته از روایات با حوادث کنونی مصر، می توان گفت که حوادث مصر نشانه پراهمیتی برای ظهور خواهد بود.

 

2ـ حوادث مصر از «نشانه های متصل و نزدیک به ظهور» یا «نشانه های منفصل و دور»

در میان نشانه های ظهور برخی به عنوان نشانه های نزدیک و متصل به ظهور مطرح شده است. از امام صادق علیه السلام نقل شده که پس از اشاره به برخی از نشانه های مهم ظهور، چنین فرمود:

«إِنَّمَا هُوَ كَنِظَامِ الْخَرَزِ یَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضا»(الغیبة للنعمانی، ص 262)؛ این نشانه ها همچون رشته منظّمى به دنبال هم خواهد بود.

بنابراین از روایات بر می آید که شماری از نشانه های ظهور که بیشتر همان نشانه های حتمی هستند، نزدیک ظهور و متصل به آن رخ خواهند داد و در مدت زمانی حدود یک سال یا اندکی بیشتر از آن به وقوع خواهند پیوست.

محدثان بر حتمی بودن پنج نشانه که در حدیثی از امام صادق علیه السلام ذکر شده، متفق القول اند.(الكافی،ج 8، ص 310) این نشانه های پنج گانه عبارتند از: «صیحه آسمانى، خروج سفیانى، خورشید گرفتگى، كشته شدن نفس زكیه و خروج یمانى.»

اما در مقابل، روایات فراوانی وجود دارد که به پیدایش نشانه هایی در عصر غیبت خبر داده است و پیوستگی به دوران ظهور در آن مطرح نیست که برخی از آنها تا کنون نیز به حقیقت پیوسته است. همانند سقوط بنی عباس، اشغال منطقه جزیره توسط ترک ها و بسته شدن پل بر روی دجله.

 

اما حوادث مصر از کدام دسته از این نشانه ها است؟

با توجه به روایات حوادث مصر در آستانه ظهور روشن است که این حوادث از نشانه های متصل به ظهور و نزدیک آن است. چراکه این حوادث با خروج سفیانی گره خورده است و مطابق روایات معتبر فاصله زمانی میان خروج سفیانی تا ظهور حضرت، بسیار اندک است.

ثورة مصر

3ـ میزان فاصله میان مراحل هفت گانه

با کنکاش روایات مصر در آستانه ظهور به این نتیجه رسیدیم که این اتفاقات در هفت مرحله رخ خواهد داد. این اتفاقات عبارتند از:

1ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی

2ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم

3ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا

4ـ ورود نیروهای خارجی به مصر

5ـ انقلاب مردی از مصر و ایجاد حرکت اسلامی در این کشور

6ـ پیوستن نیروهای خارجی مستقر در مصر به سفیانی

7ـ آمادگی برای استقبال از امام زمان و ورود حضرت به این کشور

اما باید به این نکته پراهمیت توجه ویژه داشت که فاصله میان این اتفاقات تعیین نشده و روشن نیست که این فاصله چه مقدار است. بنابراین ممکن است میان هر رخدادی فاصله چندین و چند ساله وجود داشته باشد و نمی توان با بروز اولین نشانه، خود را در آستانه ظهور دید.

در مورد حوادث مصر هیچ روایتی مبنی بر حتمی بودن نیامده است. با این وجود از روایات مختلف برمی آید که حوادث مصر در آستانه ظهور با خروج سفیانی گره خورده است که این نشان از ارتباط تنگاتنگ این رخدادها با نشانه های حتمی ظهور خواهد بود.

البته اگر این حوادث به مرحله ششم برسد، دیگر وضعیت متفاوت خواهد بود. چراکه مرحله ششم با خروج سفیانی یعنی یکی از نشانه های حتمی و متصل به ظهور گره خورده و در نتیجه حوادث مصر از این مرحله به بعد وضوح بیشتری نسبت به ظهور خواهد یافت.

 

4ـ این همانی بودن این اتفاقات

یکی از مشکلات ما در مواجهه با این دسته از روایات، تطبیق بیرونی آن و به اصطلاح «این، همانی بودن» آنها است. به بیان دیگر، آیا واقعا حوادثی که در ایران، مصر، فلسطین، یمن و دیگر کشورها رخداده و یا در حال رخدادن است، همان است که در روایات به آنها اشاره شده و نشانه ای برای ظهور مطرح گردیده است.

مسلم است که همه ما دوست داریم رخ نمایی عزیز فاطمه را ببینیم. اما همین شیفتگی وافر، گاهی سبب تطبیق های زود هنگام و قاطعی گردیده که بررسی دقیق و همچنین گذر زمان، خطا بودن آن را روشن ساخته است.

برای نمونه در همین روایات مصر، «کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم» به عنوان یکی از نشانه های ظهور مطرح گردیده است. برخی به محض شنیدن خبر ترور «انور سادات» رئیس جمهور پیشین مصر، این اتفاق را نشانه محکمی برای ظهور دانستند.

اما دو نکته مهم نشان داد که این اتفاق هیچ ارتباطی با این نشانه نداشته است. اول اینکه «انور سادات» به دست مردم و در طی یک جنبش انقلابی کشته نشد؛ بلکه به دست «شهید خالد اسلامبولی» ترور و کشته شد. دوم اینکه گذر زمان نشان داد, که این اتفاق مرتبط با ظهور نبود. چرا که در ادامه این نشانه ها جنبش مردمی و یا هرج و مرج داخلی صورت نپذیرفت و در عوض به جای آن فردی خبیث همچون «حسنی مبارک» اوضاع کشور را در دست گرفت و امنیتی استبدادی را در طول بیش از سی سال در این کشور حاکم نمود.

بنابراین باید مراقب بود که با بروز هر اتفاقی که می تواند شبیه نشانه های ظهور باشد، به دام تطبیق های عجولانه و تحلیل های ناچسب و نقدهای فضایی نیافتیم. این نکته در مورد حوادث کنونی مصر نیز مطابقت دارد. چراکه حوادث کنونی مصر تنها با مرحله اول از مراحل هفتگانه مذکور سازگار است و هنوز روشن نیست که چه اتفاقی خواهد افتاد.

ادامه دارد ...





نوع مطلب : همه چیز در باره ی مهدویت، دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تحلیل روایات در حوادث مصر

نقد روایات حوادث مصر در آستانه ظهور(4)

شهر قاهره مصر و شهادت محمد عاطف

حوادث مصر در آستانه ظهور(1)

پیوستن نیروهای مصر به سفیانی(2) 

نقد روایات حوادث مصر در آستانه ظهور(3) 


گفتیم که حدیث، از دو بخش سند و متن تشکیل شده که اعتبار سنجی آن وابسته به نقد این دو بخش است. در بررسی سندی 16 روایت مرتبط با حوادث مصر در آستانه ظهور دیدیم که این روایات از میان 7 منبع روایی نقل شده است. ما به ترتیب قدمت این منابع بررسی سندی را آغاز کردیم و به تحلیل روایات سه منبع از این منابع پرداختیم.

1ـ کتاب «الفتن» نعیم بن حماد مروزی (متوفی 228) از محدثان اهل تسنن

2ـ کتاب «الغیبة» نعمانی از راویان بزرگ شیعه در اوایل قرن چهارم هجرى

3ـ تفسیر عیاشی از علمای برجسته شیعه در اوایل قرن چهارم


حال به بررسی روایات 4 منبع دیگر خواهیم پرداخت:

4ـ الارشاد

کتاب «الارشاد» نوشته «شیخ مفید»(متوفای 413 هـ.ق) عالم و فقیه بزرگ شیعه در قرن چهارم (و پنجم) است که در جلالت و بزرگی او حرفی نیست. (رجال نجاشی، ص 399) ایشان در این کتاب با استفاده از روایاتی که در اختیار داشته به نگارش «تاریخ زندگانی ائمه علیهم السلام» پرداخته است.

این کتاب از معتبرترین منابع روایى شیعه درباره زندگانى ائمه و بهترین کتاب براى دستیابى به منابع اولیه شیعه در این باره است.

وی در بخش پایانی کتاب که در مورد سیره امام زمان است, بابی با عنوان «ذکر علامات قیام القائم» گشوده و در آن تعدادی از نشانه های ظهور را بیان داشته است.

با اینکه شیخ مفید در این کتاب همانند دیگر کتب روایی مطالب را با ذکر سند می آورد اما در این بخش تنها به بیان برخی از نشانه ها اکتفا کرده و سندی برای آن ارائه نداده است. وی می گوید: «اخبار و روایات(فراوانی) درباره نشانه هاى ظهور حضرت مهدى علیه السّلام به دست ما رسیده كه از آن جمله خروج سفیانى، ... کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم، ... می باشد.» (الارشاد، ج 2، ص 369)

بنابراین پنج فرازی که ما از این کتاب ذکر کردیم، فاقد سند روایی است و تنها اعتماد ما به انعکاس سخنان شیخ مفید از روایات است.

با اینکه شیخ مفید در این کتاب همانند دیگر کتب روایی مطالب را با ذکر سند می آورد اما در این بخش تنها به بیان برخی از نشانه ها اکتفا کرده و سندی برای آن ارائه نداده است. وی می گوید: «اخبار و روایات(فراوانی) درباره نشانه هاى ظهور حضرت مهدى علیه السّلام به دست ما رسیده كه از آن جمله خروج سفیانى، ... کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم، ... می باشد»

5ـ «الغیبة» شیخ طوسی

تحولات مصر

محمد بن حسن معروف به «شیخ الطائفه» یا «شیخ طوسی» یکی از برجسته ترین دانشمندان شیعه و مولف دو کتاب از کتب اربعه حدیثی است. بنابراین در اعتبار این کتاب و نگارنده آن شکی وجود ندارد.

اما دو روایتی که ما از این کتاب نقل کرده ایم، دارای مشکلی اساسی است. زیرا هیچ یک از این دو روایت به امام معصوم منتهی نشده و یکی از قول «عمار یاسر» (الغیبة، ص 463) و دیگری از قول «محمد بن مسلم» (الغیبة، ص 447) نقل شده است.

البته در جلالت و بزرگی این دو نفر شکی نیست، اما سخنی که از امام معصوم نباشد، آن هم در مورد مساله مهمی همچون پیش بینی حوادث ظهور، هیچ ارزش و اعتباری نخواهد داشت.

البته شاید بتوان به گونه ای از کنار این مشکل بزرگ سندی گذر کرد. به شرط آنکه بتوانیم ثابت کنیم که سیره این دو راوی بزرگ، تنها نقل احادیث معصومان بوده است که این هم با مقام شامخ این دو سازگار است و دور از ذهن نخواهد بود.

با این حال در سند روایتی که به عمار منتهی می شود، چند راوی مجهول نیز وجود دارد که بدین ترتیب توجیه مذکور نیز تاثیری نخواهد داشت.

اما راویان روایتی که به محمد بن مسلم منتهی می گردد، همگی از ثقات و راویان مهم شیعه هستند. بنابراین شاید بتوان با نگاهی خوش بینانه و مسامحه گر از ضعف سندی روایت محمد بن مسلم گذر کرد.

 

6ـ المناقب

محمد بن شهرآشوب مازندرانی (متوفی 588) از عالمان بزرگ شیعه در قرن ششم است که حتی دانشمندان اهل تسنن همچون سیوطی از او تعریف و تمجید کرده اند. (ر.ک: طبقات المفسرین، سیوطی)

در بین حدود یكصد كتاب مناقب پیامبر و اهل بیت ایشان، كتاب ابن شهر آشوب را مى‏توان یكى از كتب برتر دانست كه همگان را به تحسین واداشته است.

اگرچه ایشان در این کتاب اکثر احادیث را به همراه اسناد آنها آورده است، اما حدیثی را که ما در بحث خود از آن استفاده کرده ایم، (المناقب، ج 2، ص 274) بدون ذکر سند آورده شده و مشخص نیست که ایشان این روایت را از چه کتابی نقل کرده است. بنابراین این روایت نیز ضعیف السند خواهد بود.

باید توجه داشت که ضعف سند نشانگر جعلی بودن حدیث نیست. گمان عمومی مردم از روایت ضعیف السند این است که حتما این روایت جعلی است و هیچ ریشه ای از واقعیت ندارد. اما مقصود از ضعف سند این است که ما نتوانستیم طریقی اطمینان آور به این روایت بیابیم و آن را با اطمینان بپذیریم

7ـ بحار الانوار

شترسواران برای سرکوب مردم و اغتشاش در مصر به دستور شاهزاده

محمد باقر مجلسی معروف به «علامه مجلسی»(متوفی 1110) از شخصیت های درخشان و از عالمان پرافتخار شیعه است. وی با استفاده از کتابخانه بزرگ حدیثی که در اختیار داشته، بزرگترین دائرة المعارف حدیثی شیعه را با نام «بحار الانوار» جمع آوری کرده است. بنابراین کتاب او از منابع متاخر حدیثی به حساب می آید.

با این که ایشان از مصادر معتبر فراوانی بهره برده اما گاهی نیز از منابع ضعیف به عنوان موید یا احتجاج بهره برده است.

اما هر دو روایتی که از این کتاب در موضوع بحث ما استفاده شده، ضعیف السند است. زیرا یکی از آنها اصلا به امام معصوم منتهی نمی شود.(بحارالأنوار، ج 51، ص 163) روایت دیگر هم که خطبه ای مفصل از امیرمومنان است، دارای سندی متصل نیست.(بحارالأنوار، ج 53، ص 85)

 

نتیجه:

همانطور که ملاحظه می کنید، اسناد تمامی این روایات ضعیف به شمار می آمد. حتی اگر با دیدی وسیع و همراه با مسامحه به اسناد این روایات نگاه کنیم، تنها می توانیم دو روایت را از ضعف سندی نجات دهیم. بنابراین باز هم رنگ ضعف سند بر چهره این روایات باقی خواهد ماند.

البته باید توجه داشت که ضعف سند نشانگر جعلی بودن حدیث نیست. گمان عمومی مردم از روایت ضعیف السند این است که حتما این روایت جعلی است و هیچ ریشه ای از واقعیت ندارد. اما مقصود از ضعف سند این است که ما نتوانستیم طریقی اطمینان آور به این روایت بیابیم و آن را با اطمینان بپذیریم.

بنابراین می توان گفت که ممکن است این روایات از معصوم صادر شده باشد و ممکن است در آینده چنین حوادثی به وقوع بپیوندد. آنچه که احتمال این امکان را زیاد می کند، وجود این روایات در کتب روایی مهم شیعه است. اگرچه این روایات ضعیف اند اما نقل بزرگانی همچون عیاشی در تفسیر، شیخ مفید در الارشاد، شیخ طوسی در الغیبه و نعمانی در الغیبه اندکی بر احتمال صحت آنها می افزاید. اما به هر حال نمی توان از ضعف سندی این روایات چشم پوشید.

ادامه دارد ...





نوع مطلب : همه چیز در باره ی مهدویت، دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نقد سندی روایات حوادث مصر در آستانه ظهور(1)

اولین تکانهای انقلاب مصر؟

 

تحلیل و نقد روایات

تحولات کنونی مصر و تطابق آن با برخی از روایات مربوط به حوادث آستانه ظهور، ما را به این سو سوق داد که به بررسی دقیق این روایات بپردازیم. چرا که این موضوع، افکار فراوانی را به خود واداشته و پرسش های پر اهمیتی را ایجاد کرده است. به راستی اگر حوادث کنونی مصر همان باشد که روایات ما آن را نشانه ای برای ظهور منجی آخر الزمان دانسته، چه تحول بزرگی در پیش روی خواهد بود و چه حادثه شگرفی در انتظار عالم خواهد بود!


اما پیش از هر چیز باید نمایی کلی از این تحولات از دریچه روایات و احادیث روشن می شد که به تفصیل در مورد آن سخن به میان آمد. حال نوبت آن رسیده که به تحلیل این روایات بپردازیم و این گروه از احادیث را از نظر سندی و محتوایی مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

 

نقد سندی

حدیث، از دو بخش سند و متن تشکیل شده که اعتبار سنجی آن وابسته به نقد این دو بخش است. سند حدیث، راه رسیدن ما به محتوای حدیث است که باید پیش از نقد محتوا و متن، مورد کنکاش قرار گیرد.

ما برای دستیابی به «نمایی کلی از حوادث مصر در آستانه ظهور» از 16 فراز روایی استفاده کرده ایم که باید به بررسی اسناد این روایات بپردازیم. این روایات از میان 6 منبع روایی مهم شیعه و یک منبع روایی پراهمیت اهل تسنن، نقل شده است که لازمه تحلیل اسناد این روایات، بررسی اعتبار این کتاب ها است.

 

اعتبار سنجی منابع روایات و اسناد آنها

به طور کلی برای اعتبار سنجی سندی باید، مسیری متصل تا به معصوم درنوردیده شود و اعتبار آن مورد سنجش قرار گیرد. این مسیر را می توان به سه قسمت تقسیم کرد و هر یک را به طور جداگانه مورد تحلیل قرار داد.

قسمت اول: مسیر ما تا کتاب منبع.

قسمت دوم: اعتبار خود کتاب.

قسمت سوم: اسناد درونی کتاب تا به معصوم.

نعیم بن حماد مروزی (متوفی 228) از محدثان اهل تسنن است که کتاب الفتن او قدیمی ترین منبع در دسترس است که نشانه های ظهور را در خود جا داده است. موضوع این کتاب پیش گویی هایی در مورد آینده است که روایات آستانه ظهور نیز در آن موجود است.

معمول این منابع هفت گانه روایی که در بحث ما از آن استفاده شده، در قسمت اول و دوم مشکل خاصی ندارند. به همین دلیل ما پس از بررسی اعتبار هر یک از این کتاب ها به نقد اسناد درونی (اسناد داخل کتاب) این روایات خواهیم پرداخت.

این منابع به ترتیب قدمت عبارتند از:

1ـ کتاب الفتن

نعیم بن حماد مروزی (متوفی 228) از محدثان اهل تسنن است که کتاب الفتن او قدیمی ترین منبع در دسترس است که نشانه های ظهور را در خود جا داده است. موضوع این کتاب پیش گویی هایی در مورد آینده است که روایات آستانه ظهور نیز در آن موجود است.

سید بن طاوس از علمای بزرگ شیعه در قرن هفتم به کتاب او اعتماد کرده و حدود یک سوم از کتاب «الملاحم و الفتن» را از کتاب او نگاشته است.

در مورد شخصیت او در میان عالمان اهل تسنن اختلاف نظر وجود دارد. برخی همچون احمد بن حنبل او را توثیق و برخی همچون نسایی او را تضعیف کرده اند. (سیر اعلام النبلاء، ج 10، ص 597) برخی نیز در مورد او گفته اند که برای تقویت سنت حدیث جعل می کرده اما ابن حجر عسقلانی که دانشمندان به نام اهل تسنن است در ضمن آنکه او را راستگو معرفی کرده، وی را دارای اشتباهات فراوان برشمرده است. (تقریب التهذیب، ج 2، ص 250)

مصر،مبارک،انقلاب،22 بهمن

اما مشکل اساسی روایات این کتاب این است که اکثر اسناد این کتاب به معصوم ختم نمی شود. چرا که دانشمندان اهل تسنن گفته صحابه و تابعان را نیز قابل پذیرش می دانند.

سه روایتی را هم که ما از آن بهره برده ایم، دچار این اشکال اساسی است. اسناد یکی از آنها به «ابوذر»، (کتاب الفتن، ص 174) یکی به «تبیع» (کتاب الفتن, ص 433) و دیگری به «کعب» (کتاب الفتن، ص 159) منتهی شده است.

البته اگر از مشکل مشکوک بودن نویسنده سنی کتاب بگذریم، شاید بتوان روایت ابوذر را چنین توجیه کرد که او جز از معصوم حدیث نقل نمی کرده است. اما دو روایت دیگر جای هیچ توجیهی ندارد.

نکته دیگر اینکه با بررسی سندی این روایات بنابر کتب رجال اهل تسنن، سند هر سه حدیث از دیدگاه اهل تسنن صحیح خواهد بود. اما ملاک اصلی شیعه، نقل روایات از معصوم است که هیچ یک از این سه روایت دارای آن نیست.

 

2ـ «الغیبة» نعمانی

محمد بن ابراهیم كاتب نعمانى از راویان بزرگ شیعه در اوایل قرن چهارم هجرى است که از مقام و منزلتى بزرگی برخوردار است. وی از شاگردان ثقة الاسلام کلینی و از کاتبان او می باشد. (رجال نجاشی, ص 383)

تنها روایتی که ما از این کتاب نقل کرده ایم، (الغیبه للنعمانی، ص 305) دارای ضعف سندی است. زیرا این روایت به «مغیره بن سعید» ختم می شود که امام صادق علیه السلام او را نفرین کرد و در مورد او فرمود: «او بر پدرم دروغ می بست و از قول او حدیث جعل می کرد.» (معجم رجال الحدیث، ج 18، ص 275)

موضوع كتاب او همچنان که از نامش پیدا است، روایاتی از ائمه معصومین علیهم السلام درباره غیبت امام زمان علیه السلام و خصوصیات آن حضرت و عصر ظهور او است.

تنها روایتی که ما از این کتاب نقل کرده ایم، (الغیبه للنعمانی، ص 305) دارای ضعف سندی است. زیرا این روایت به «مغیره بن سعید» ختم می شود که امام صادق علیه السلام او را نفرین کرد و در مورد او فرمود: «او بر پدرم دروغ می بست و از قول او حدیث جعل می کرد.» (معجم رجال الحدیث، ج 18، ص 275)

گذشته از این، دیگر راویان این سند نیز اکثرا ناشناخته و مجهول اند. البته این حدیث با سند دیگری در «الغیبة» شیخ طوسی هم آمده که اکثر راویان آن هم ناشناخته و مجهول اند.

 

3ـ تفسیر عیاشی

محمد بن مسعود، مشهور به عیاشی (متوفی 320) از علمای برجسته شیعه و دارای دانشی گسترده در زمینه حدیث است که کتب فراوانی از خود به جای گذاشته است. او بیش از دویست تالیف روایی داشته است. (الفهرست طوسی، ص 163)

کتاب تفسیر او از کهن ترین و مهم ترین تفاسیر روایی شیعه است. مولف این کتاب تمام روایات را با سند کامل و متصل ذکر کرده است اما پس از او یکی از راویان کتاب، اسناد آن را حذف کرده و متاسفانه امروز همان نسخه محذوف السند به دست ما رسیده است. بنابراین تمامی روایات این کتاب و از آن جمله روایتی که ما از آن بهره برده ایم، (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 64) فاقد سند روایی است.

 

نتیجه

تا به اینجا همه این روایات دارای ضعف سندی هستند. در قسمت بعد روایات 4 منبع دیگر را بررسی خواهیم کرد و در نهایت نتیجه کلی از بررسی سندی این روایات را ارائه خواهیم داد. ان شاء الله.

ادامه دارد ...





نوع مطلب : همه چیز در باره ی مهدویت، دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مصر و مجموعه ای از نشانه های ظهور

تحلیل محتوایی روایات مصر در آستانه ظهور

امام زمان



در راستای تحلیل روایات مصر در آستانه ظهور، پس از ارائه نمایی کلی از این روایات به نقد سندی و در نهایت به نقد و تحلیل محتوایی این روایات پرداختیم. در تحلیل محتوایی به 4 نکته زیر اشاره شد:

1ـ حوادث مصر از «نشانه های حتمی» یا «غیر حتمی ظهور»

2ـ حوادث مصر از «نشانه های متصل و نزدیک به ظهور» یا «نشانه های منفصل و دور»

3ـ میزان فاصله میان مراحل هفت گانه

4ـ ابهام در این همگانی بودن این اتفاقات


حال به دو نکته پراهمیت دیگر نیز خواهیم پرداخت:

 

5ـ در نظر داشتن مجموعه ای از نشانه های ظهور

همانطور که می دانید نشانه های فراوانی برای ظهور عنوان شده که هر یک به زمان، مکان، حادثه، فرد یا اشخاص متفاوتی بستگی دارد. در میان این نشانه ها برخی با همدیگر در ارتباطند و به نحوی در هم تنیده اند و برخی دیگر ارتباط خاصی با حوادث دیگر ندارند.

بنابراین نشانه های در هم تنیده که بیشتر نشانه های متصل به ظهور هستند، تشکیل یک «مجموعه ای از نشانه ها» می دهند که باید با در نظر داشتن تمامی آنها درباره به وقوع پیوستنشان اظهار نظر کرد.

از سوی دیگر باید توجه داشت که در این «مجموعه مرتبط با هم»، «ترتیب نشانه ها» نیز در خور توجه است. چرا که بنابر روایات ظهور این نشانه ها پی در پی و همانند یک رشته منظم یکی پس از دیگری اتفاق خواهد افتاد. (الغیبة للنعمانی، ص 262)

بنابراین اگر حادثه ای رخ داد که با گوشه ای از نشانه های ظهور تطبیق داشت اما در عین حال حوادث پیش بینی شده پیش از آن شکل نگرفته بود، نمی توان چنین حادثه ای را از نشانه های ظهور دانست.

از جمله آموزه های اهل بیت(علیهم السلام) این است که جز خداوند کسی وقت دقیق ظهور را نمی داند و دانستن زمان ظهور همچون علم به قیامت تنها محدود به علم الهی است. اگرچه اصل مساله ظهور حضرت ولی عصر(عج) و نشانه های نزدیک شدن آن، از مسایل قطعی و مسلم است، اما زمان دقیق آن برای ما روشن نیست و نباید تطبیق این نشانه ها منجر به تعیین وقت برای ظهور گردد.

در موضوع بحث ما هم این مساله باید رعایت شود. یعنی اگرچه حوادث کنونی مصر با گوشه کوچکی از نشانه های ظهور تطبیق دارد اما این برای نشانه بودن کافی نیست بلکه باید نشانه های دیگر ظهور که با کشورها و فرهنگ ها و اشخاص مختلف در ارتباط است نیز شکل بگیرد.

البته ناگفته نماند که در 50 ساله گذشته حوادث بسیاری در عالم رخ داده که برای تطبیق با نشانه های ظهور قابلیت فراوانی دارد. برای نمونه برخی از روایات نشانه های ظهور که مرتبط با ایران است، قابلیت فراوانی برای تطبیق با حوادث رخ داده در ایران معاصر را دارا است. همانند روایتی از امیر مومنان علیه السلام که آغاز نشانه های ظهور را از مشرق برمی شمرد (الغیبة للنعمانی، ص 30) و روایتی از امام کاظم علیه السلام که «قیام مردی از قم» به همراه «گروهی چون پاره های آهن» را پیش بینی کرده است و روایتی از امام صادق علیه السلام که مردم قم را آماده سازان قیام مهدوی و همراهان پابرجای حضرت برمی شمرد.(بحارالانوار، ج 57، ص 216)

امام زمان

بنابراین می توان گفت اگر حوادث مصر بر اساس مراحل هفت گانه ای که گفته شد شکل بگیرد و به همان ترتیب پیش رود، احتمال نشانه ظهور بودنش فراوان خواهد بود. چرا که حوادث دیگری همچون انقلاب اسلامی ایران می تواند تکمیل خوبی بر این پازل دقیق و حساس باشد.

البته نباید از کنار دیگر نشانه ها گذر کرد و به نشانه های مرتبط با کشورهای دیگر توجه لازم را معطوف نداشت. ما در اخبار ظهور نشانه هایی همچون «خبر مرگ خلیفه ای به نام عبدالله»، «قیام مردی یمانی» و حوادثی از این قبیل را داریم که مرتبط با دیگر کشورهای جهان اسلام است.

بنابراین هرگاه مجموعه ای از این حوادث به صورت منظم و هدفمند چنان در کنار یکدیگر شکل گرفت که تطبیق آن با نشانه های ظهور بسیار عادی جلوه داد، آنگاه می توان با اطمینان بیشتری سخن گفت و فرج را بسیار نزدیک و دست یافتنی پنداشت.

نتیجه این که حوادث کنونی عالم و بالاخص حوادث کنونی مصر، اگرچه با اندکی از نشانه های ابتدایی ظهور قابلیت تطبیق را دارد اما این حوادث هنوز به مرحله ای اطمینان آور نرسیده است و دعای بیشتری را از جانب ما می طلبد.

نباید از کنار دیگر نشانه ها گذر کرد و به نشانه های مرتبط با کشورهای دیگر توجه لازم را معطوف نداشت. ما در اخبار ظهور نشانه هایی همچون «خبر مرگ خلیفه ای به نام عبدالله»، «قیام مردی یمانی» و حوادثی از این قبیل را داریم که مرتبط با دیگر کشورهای جهان اسلام است

زیرا اولا روشن نیست که در پی حوادث کنونی مصر همان اتفاقات زنجیر واری که در روایات پیش بینی شده، در این کشور به وقوع بپیوندد و ثانیا وضعیت دیگر نشانه های ظهور نیز در حاله ای از ابهام قرار دارد.

 

6ـ مشخص نبودن زمان ظهور

از جمله آموزه های اهل بیت(علیهم السلام) این است که جز خداوند کسی وقت دقیق ظهور را نمی داند و دانستن زمان ظهور همچون علم به قیامت تنها محدود به علم الهی است. اگرچه اصل مساله ظهور حضرت ولی عصر(عج) و نشانه های نزدیک شدن آن، از مسایل قطعی و مسلم است، اما زمان دقیق آن برای ما روشن نیست و نباید تطبیق این نشانه ها منجر به تعیین وقت برای ظهور گردد. بنابراین شایسته آن است که این تطبیق ها جدای از آنکه بسیار منطقی و دقیق صورت می پذیرد، همراه با احتمال و اما و اگرهای فراوان اراده گردد و از بیان قطعی پرهیز شود.

در روایتی از امیر مومنان علی (علیه السلام) نقل شده که فرمود:

«و أما وقت خروجه (ع) فلیس بمعلوم لنا على وجه التفصیل بل هو مغیب عنا إلى أن یأذن الله بالفرج»(الغیبة طوسی، ص 425)؛ اما زمان ظهور مهدی برای(هیچ یک از) ما به روشنی مشخص نیست؛ بلکه او تا آن زمان که خداوند اجازه گشایش بدهد، از دیدگان ما پنهان خواهد بود.

بنابراین هیچ کس حق ندارد برای ظهور حضرت، زمان مشخص کند. فضیل می گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم که آیا ظهور، وقت معینی دارد؟ امام باقر علیه السلام سه مرتبه فرمود:

«كَذَبَ الْوَقَّاتُون» (الكافی، ج 1، ص 368)؛ «آنها كه وقت تعیین می كنند، دروغ می گویند.»

شبیه این جمله به کرّات از پیامبر، امام باقر، امام صادق، امام رضا و امام زمان (علیهم السلام) نقل شده که در مضمون آن جای هیچ تردیدی باقی نخواهد ماند. (ر.ک: همان)

بنابراین باید مراقب بود که تطبیق حوادث کنونی مصر با نشانه های ظهور به تعیین وقت برای ظهور نیانجامد و ما را به چنین ورطه خطرناکی نیاندازد.

ممکن است بگویید: اگر زمان ظهور روشن نیست پس بیان نشانه های آن چه مفهومی دارد؟ اگر اهل بیت نمی خواستند که زمان ظهور برای مردم روشن شود، پس چرا به نشانه هایی اشاره کرده اند که زمان ظهور را روشن می سازد؟

هیچ کس حق ندارد برای ظهور حضرت، زمان مشخص کند. فضیل می گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم که آیا ظهور، وقت معینی دارد؟ امام باقر علیه السلام سه مرتبه فرمود:

«كَذَبَ الْوَقَّاتُون» (الكافی، ج 1، ص 368)؛ «آنها كه وقت تعیین می كنند، دروغ می گویند.»

پاسخ این است که نشانه های ظهور تنها بیانگر نزدیک شدن زمان ظهور است و هدف از آن آماده شدن منتظران برای قیام حضرت است. بنابراین هر چه که بر تعداد نشانه ها افزوده شد باید بر آمادگی منتظران نیز افزوده شود و خود را بیش از پیش برای خدمتگزاری در حکومت عدل جهانی مهیا سازند.

مصر

همچنین باید توجه داشت که چنین نشانه هایی می تواند از بروز مدعیان دروغین مهدویت جلوگیری کند و راه روشنی برای شناخت دغل بازانی همچون بابیت و بهاییت باشد.

نتیجه آنکه تطبیق حوادث کنونی عالم با نشانه های ظهور باید به دقت صورت پذیرد و این تطبیق نباید به تعیین وقت برای ظهور بیانجامد. به بیان دیگر این تطبیق ها همیشه باید به صورت احتمالی بیان گردد و از حتمی دانستن آنها به شدت پرهیز گردد.

 

نتیجه و خلاصه تحلیل محتوایی:

1ـ گرچه حوادث مصر در آستانه ظهور از جمله نشانه های حتمی ظهور به حساب نمی آید، اما ارتباط برخی از این حوادث با خروج سفیانی نشانگر ارتباط تنگاتنگ این رخدادها با نشانه های حتمی ظهور است. بنابراین می توان گفت که حوادث مصر نشانه پراهمیتی برای ظهور به حساب می آید.

2ـ حوادث مصر را می توان از نشانه های متصل و نزدیک به ظهور دانست. چرا که برخی از فرازهای این حوادث با خروج سفیانی گره خورده و بنابر روایات فراوان میان خروج سفیانی تا قیام حضرت فاصله اندکی است.

3ـ در روایات، فاصله میان هفت مرحله ای که برای حوادث مصر در آستانه ظهور بیان شد، تعیین نشده. بنابراین ممکن است میان هر رخدادی فاصله چندین و چند ساله وجود داشته باشد و نمی توان با بروز اولین نشانه، خود را در آستانه ظهور دید.

4ـ با بروز هر اتفاقی که می تواند شبیه نشانه های ظهور باشد، نباید به دام تطبیق های عجولانه افتاد. مخصوصا حوادث کنونی مصر که تنها با مرحله اول از مراحل هفتگانه تطابق دارد.

5ـ نشانه های ظهور مجموعه ای است مرتبط با هم که به صورت زنجیروار به وقوع خواهد پیوست. بنابراین باید تمامی این مجموعه مورد بررسی قرار گیرد.

6ـ روایات فراوانی از اهل بیت ما را از تعیین وقت برای ظهور نهی کرده است. بنابراین باید از تطبیق های حتمی که منجر به تعیین وقت برای ظهور می شود، پرهیز نمود.





نوع مطلب : همه چیز در باره ی مهدویت، دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد میرشكار نژاد

حوادث مصر در آستانه ظهور


تحلیلی بر روایات عصر ظهور و جنبش مردم مصر (1)


اگرچه روایات پیش بینی حوادث آینده مصر فراوان است اما تنها بخشی از آنها به عصر ظهور مرتبط می شود. روایات پیش بینی فتح مصر توسط مسلمانان و همچنین روایات غلبه مغربی ها بر مصر که در دوران انقلاب فاطمیان به حقیقت پیوسته است، از جمله روایاتی است که ربطی به مساله ظهور ندارند و باید مراقب بود که ما را به اشتباه نیاندازند و با روایات ظهور درآمیخته نگردند. بنابراین برای جلوگیری از این مشکل تنها به روایاتی مراجعه خواهیم کرد که به نحوی دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند.


امام زمان (عج)

ظهور منجی آخر الزمان از جمله مسایلی است که شیعه و سنی به آن معتقدند و در منابع روایی هر دو، روایات متعددی در این باره وجود دارد.

پیامبر خدا و اهل بیت، نشانه هایی را که پیش از ظهور حضرت ولی عصر(عج) رخ می دهد، ارائه کرده اند تا مردمی که در دوران پیش از ظهور زندگی می کنند خود را برای این اتفاق بزرگ آماده سازند و همچنین مردم دوران های دیگر مدعیان دروغین را بشناسند.

یکی از این نشانه ها که اخبار فراوانی را به خود اختصاص داده، رخدادهای مرتبط با کشور مصر است. ناآرامی های کنونی این کشور و جنبش مردم مسلمان این دیار، نگاه ها را بیش از گذشته به سوی این پیش گویی ها جلب کرده است. چرا که برخی از این نشانه ها همچون جنبش های پی در پی مردمی در کشورهای عربی و کشیده شدن این حرکت های مردمی به کشور مصر، با حوادث کنونی این سرزمین قابل تطبیق است.

اما به راستی آیا حوادث کنونی مصر همان است که در روایات اهل بیت برای ظهور حضرت ولی عصر پیش بینی شده؟

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید همه روایاتی را که در زمینه نشانه های ظهور به دست ما رسیده و به نوعی با مصر در ارتباط است، مورد کنکاش قرار دهیم و نمایی کلی از این دسته از روایات ارائه نماییم. اما مهمتر آن است که بتوانیم تحلیلی دقیق بر این گروه از روایات، داشته باشیم و نتیجه ای شایسته از آن بگیریم.

 

حوادث مصر در آستانه ظهور

اگرچه روایات پیش بینی حوادث آینده مصر فراوان است اما تنها بخشی از آنها به عصر ظهور مرتبط می شود. روایات پیش بینی فتح مصر توسط مسلمانان و همچنین روایات غلبه مغربی ها بر مصر که در دوران انقلاب فاطمیان به حقیقت پیوسته است، از جمله روایاتی است که ربطی به مساله ظهور ندارند و باید مراقب بود که ما را به اشتباه نیاندازند و با روایات ظهور درآمیخته نگردند. بنابراین برای جلوگیری از این مشکل تنها به روایاتی مراجعه خواهیم کرد که به نحوی دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند.

با مراجعه و بررسی این دسته از روایات می توان رخدادهای مرتبط با ظهور را به هفت دسته تقسیم کرد که در نگاه اول، ترتیب روشنی برای این حوادث دیده نمی شود. اما با اندکی تامل می توان به یک ترتیب منطقی اما احتمالی دست یافت.

شیخ مفید هنگام برشمردن نشانه های ظهور در این باره می گوید:

خُرُوجُ الْعَبِیدِ عَنْ طَاعَةِ سَادَاتِهِمْ وَ قَتْلُهُمْ مَوَالِیَهُم. (الارشاد، ج 2، ص 369)؛ بردگان(مردم و پابرهنگان جامعه) از فرمانبرداری بزرگان خود بیرون رفته و آنان را می کشند.

این اتفاقات عبارتند از:

1ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی

2ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم

3ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا

4ـ ورود نیروهای خارجی به مصر

5ـ انقلاب مردی از مصر و ایجاد حرکت اسلامی در این کشور

6ـ پیوستن نیروهای خارجی مستقر در مصر به سفیانی

7ـ آمادگی برای استقبال از امام زمان و ورود حضرت به این کشور

 

1ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی

یکی از نشانه های ظهور، حرکت عمومی مردم منطقه و یا مردم کشورهای عربی بر ضد حاکمان است. حاکمانی که استبداد، زورگویی و ظلمشان چنان مردم را بر آشفته که جز به کشتن آنان راضی نخواهند شد. شیخ مفید هنگام برشمردن نشانه های ظهور در این باره می گوید:

خُرُوجُ الْعَبِیدِ عَنْ طَاعَةِ سَادَاتِهِمْ وَ قَتْلُهُمْ مَوَالِیَهُم. (الارشاد، ج 2، ص 369)؛ بردگان(مردم و پابرهنگان جامعه) از فرمانبرداری بزرگان خود بیرون رفته و آنان را می کشند.

گویا این حادثه بیشتر در کشورهای عربی رخ می دهد و حاکمان این کشورها به خاطر وابستگی به قدرت های دیگر و گرایشات غیر بومی مورد نکوهش مردم قرار می گیرند:

وَ خَلْعُ الْعَرَبِ أَعِنَّتَهَا وَ تَمَلُّكُهَا الْبِلَادَ وَ خُرُوجُهَا عَنْ سُلْطَانِ الْعَجَمِ. (همان)؛ و مردم عرب از قید و بند (ذلت) آزاد می گردند و شهرها را تصرف می کنند و از فرمان پادشاه عجم (غیر عرب یا با گرایشاتی غیر بومی) بیرون می آیند.

امام زمان

بنابر روایتی از امیرمومنان علی(علیه السلام) دایره این جنبش ها و اختلافات به تمامی کشورهای عربی کشیده خواهد شد. از امام علی علیه السلامنقل شده که در ضمن بیان نشانه هایی از ظهور فرمودند:

            ... اخْتِلَافٍ فِی كُلِّ أَرْضٍ مِنْ أَرْضِ الْعَرَب. (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 64)؛ اختلاف و درگیری در تمامی سرزمین عرب رخ خواهد داد.

نکته پر اهمیت این است که ظاهرا برخی از این انقلاب های مردمی به ثمر می نشیند و رنگ پیروزی را به خود خواهد دید:

وَ غَلَبَةُ الْعَبِیدِ عَلَى بِلَادِ السَّادَات‏. (الارشاد، همان)؛ نوكران (مردم عادی) بر شهرهاى بزرگان خود  غلبه می کنند.

مصر نیز همچنانکه خواهیم گفت از این قاعده در کشورهای عربی مستثنی نخواهد بود و علیه حاکم خود برخواهد آشفت.

 

2ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم

از روایات ظهور برمی آید که ناآرامی ها و انقلاب مردمی در کشورهای عربی به مصر نیز کشیده خواهد شد. تا به آنجا که مردم، فرمانروای خود را خواهند کشت:

وَ قَتْلُ أَهْلِ مِصْرَ أَمِیرَهُمْ. (الارشاد، همان)؛ «مردم مصر، فرمانروای خود را می کشند.»

برخی از منابع اهل تسنن حاکی از آن است که این حادثه با کشته شدن فرمانروای شام، همزمان خواهد بود:

«قبل از وى فرمانرواى شام و حاكم مصر كشته مى شوند.» (ر.ک: عصر ظهور، ص 158)

اگر مراد از اطراف مصر در این روایت، مرزهای داخلی مصر باشد، نتیجه این خواهد شد که کمی قبل از ظهور حضرت، نابسامانی و هرج و مرج، عده ای از فرعون صفتان سودجو و یا مسیحیان ضد اسلام را بر شهرهای حاشیه ای این کشور حاکم خواهد کرد

3ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا

یکی از حوادثی که پیش از ظهور حضرت برای کشور مصر پیش بینی شده است، هرج و مرج و نابسامانی است.

از ابوذر نقل شده که گفت:

امنیت از مصر رخت بر مى بندد. راوی می گوید به او گفتم: در آن هنگام كه امنیت از دست مى رود، پیشوایى نیست كه آن را فراهم آورد. گفت: خیر، بلكه نظام آن از هم پاشیده مى شود. (کتاب الفتن، نعیم بن حماد، ص 174)

بنابراین ریشه این نابسامانی نداشتن پیشوا و جلوداری است که بتواند حرکت انقلابی مردم را رهبری نماید. این ناامنی و هرج و مرج به آنجا خواهد رسید که عده ای فرصت طلب از این اوضاع، نهایت سوء استفاده را می کنند و بر قسمتی از این سرزمین سیطره پیدا می نمایند. از امیر مومنان(علیه السلام) درباره نشانه های ظهور نقل شده که فرمود:

و غلبة القبط على أطراف مصر. (المناقب، ج 2، ص 274)؛ قبطیان بر اطراف مصر غلبه می کنند.

مصر

اما قبطیان چه کسانی هستند؟

در تاریخ می خوانیم که فرعون و فرعونیان و همچنین جالوت (فرمانروای ستمگری که نامش در قرآن آمده) از قبطیان بوده اند. بنابراین ممکن است که مقصود از قبطیان، بازمانده حاکمان فرعونی این سرزمین و یا به طور کلی فرعون صفتان باشد.

البته باید در نظر داشت که قبطیان کنونی مصر مسیحی اند و جمعیتی حدود 15 میلیونی دارند که ممکن است، مراد حدیث همین گروه از جمعیت مصر باشد.

اگر مراد از اطراف مصر در این روایت، مرزهای داخلی مصر باشد، نتیجه این خواهد شد که کمی قبل از ظهور حضرت، نابسامانی و هرج و مرج، عده ای از فرعون صفتان سودجو و یا مسیحیان ضد اسلام را بر شهرهای حاشیه ای این کشور حاکم خواهد کرد.

اما ممکن است مقصود از اطراف مصر، سرزمین های همسایه این کشور نظیر فلسطین، اردن, لیبی یا سودان باشد که اسیر حاکمانی فرعون صفت می باشند.

ادامه دارد ...





نوع مطلب : همه چیز در باره ی مهدویت، دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پیوستن نیروهای مصر به سفیانی

تحلیلی بر روایات عصر ظهور و جنبش مردم مصر (2)

قیام مصر



گفته شد که روایات رخدادهای مصر در دوران ظهور را می توان به هفت گروه تقسیم کرد و ترتیبی منطقی اما احتمالی برای این رخدادها ارائه نمود. در بخش گذشته به بررسی سه گروه از این رخدادها پرداختیم. این سه گروه عبارتند از:

1ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی

2ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم

3ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا


حال به مابقی رخدادهای مرتبط با ظهور در کشور مصر خواهیم پرداخت:

4ـ ورود نیروهای خارجی به مصر

یکی از نشانه های ظهور که در روایات مطرح شده، ورود نیروهای غربی یا مغربی به مصر است. شیخ طوسی در کتاب الغیبة، ص 463، از عمار یاسر نقل می کند که گفت:

دولت اهل بیتِ پیغمبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهور آن دولت علاماتى دارد: (از آن جمله) ... غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است.

بنابراین ورود این نیروها به مصر اندکی قبل از خروج سفیانی در شام است و با توجه به آنکه سفیانی چند ماه پیش از ظهور حضرت خروج می کند، پس ورود غربی ها به مصر در همان سال ظهور و یا اندکی پیش از آن خواهد بود.

نکته دیگر اینکه این نیروها پس از مصر و غلبه بر آن به سوی شام حرکت خواهند کرد. تبیع که یکی از راویان حدیث است می گوید: إذا دخلت الرایات الصفر مصر فغلبوا علیها و قعدوا على منبرها فلیحفر أهل الشام اسرابا فی الأرض فإنه البلاء. (کتاب الفتن, ص 433)؛ وقتى كه پرچم هاى زرد وارد مصر شدند و بر مصر غلبه کردند و بر منبر آن نشستند (و دستگاه تبلیغاتی مصر را در دست گرفتند)، اهل شام باید در زمین سرداب هایى بکنند (و خود را پنهان كنند). زیرا كه این واقعه، (نشانه) بلا است.

چنین لشکری مسلما با تجهیزات فراوان و ابزارآلات جنگی پیشرفته به این کشور وارد خواهد شد و پس از آن شام را تحت سیطره خود قرار خواهد داد. از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود:

... فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِینِ الشُّهْبِ وَ الرَّایَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ. (الغیبه للنعمانی، ص 305)؛هنگامى كه دو نفر مدعى حكومت در شام به جان هم افتادند، علامتى از علائم الهى است. ... وقتى آن روز فرا رسید، خواهى دید كه سواران مرکب های غیر عربی سفید و سیاه و پرچم هاى زرد، از سمت مغرب می آیند تا به شام می رسند. در این موقع فرزند هند جگر خوار (سفیانى) خروج می کند و پس از آن باید منتظر خروج مهدی علیه السلام باشید.

نکته قابل توجه در این دسته از روایات این است که در برخی از آنها تعبیر «اهل الغرب» و در برخی دیگر از آنها تعبیر «اهل المغرب» دیده می شود. این دو تعبیر، ممکن است یکی باشد و یا اشاره به دو گروه مجزا داشته باشد. بنابراین سه احتمال وجود دارد.

نخست اینکه هر دو تعبیر یکی باشد و مقصود از آن نیروهای شمال غرب افریقا باشد. زیرا از دیرباز به منطقه شمال افریقا یعنی مراکش، الجزایر و لیبی مغرب گفته می شده که امروزه نیز به کشور مراکش، مغرب می گویند.

موید این احتمال، روایاتی است که در آن به جای «اهل مغرب» از «بربر» استفاده شده است. (الملاحم و الفتن، ص 56 و بحار الأنوار، ج 51، ص 163) «بربر» به قبایل فراوانی که در غرب افریقا قرار دارند، گفته می شود. (معجم البلدان، ج 1، ص 368)

احتمال دوم این است که مقصود از هر دو تعبیر، نیروهای غربی یعنی «اهل الغرب» است و در برخی از کتاب ها به اشتباه «اهل المغرب» آمده است.

یکی از نشانه های ظهور که در روایات مطرح شده، ورود نیروهای غربی یا مغربی به مصر است. شیخ طوسی در کتاب الغیبة، ص 463، از عمار یاسر نقل می کند که گفت: دولت اهل بیتِ پیغمبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهور آن دولت علاماتى دارد: (از آن جمله) ... غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است
امام زمان (عج)

شیخ علی کورانی, دانشمند بزرگ مهدویت بر این باور است که روایات ورود مغربیان به مصر دو دسته هستند. دسته اول که شامل بسیاری از این قبیل روایات می شود، ربطی به دوران ظهور ندارد و در دوره فاطمیان به حقیقت پیوسته است. اما دسته دوم به دلیل آنکه به صراحت سخن از ظهور حضرت ولی عصر دارد، مربوط به همین دوران است.

با بررسی دقیق این دسته روایت خواهیم فهمید که دسته اول مربوط به ورود مغربیها به مصر و دسته دوم مربوط به ورود غربیها است.

وی در ادامه روایتی را که از کتاب الغیبه شیخ طوسی نقل کردیم، شاهد می گیرد که مقصود روایات این باب «اهل الغرب» بوده و تعبیر «اهل المغرب» که در برخی از روایات ظهور آمده تعبیری اشتباه است. (عصر ظهور، ص 160)

توضیح آنکه کتاب الغیبه از معتبرترین و قدیمی ترین منابع روایی ما است که توسط محدثی بزرگ چون شیخ طوسی (متوفی 460) نگاشته شده است. بنابراین تعبیر «اهل الغرب» صحیح بوده و برخی از محدثان بعدی و یا مستنسخان اینگونه احادیث به اشتباه آنرا به «اهل المغرب» تبدیل کرده اند.

احتمال سوم این است که اهالی «غرب» و «مغرب» دو گروه مجزا اما با هدفی واحد می باشند که یکی متعلق به غرب عالم و دیگری متعلق به غرب قاره آفریقا است. بنابر این احتمال، نیروهای غربی و نیروهای مغربی به همراه یکدیگر وارد مصر خواهند شد و آنجا را تصاحب خواهند نمود.

موید این احتمال یکی از نشانه های ظهور است که اشاره به ورود دو پرچم یعنی دو گروه مجزا به این کشور دارد:

«دُخُولُ رَایَاتِ قَیْسٍ وَ الْعَرَبِ إِلَى مِصْرَ.» (الارشاد، ج 2، ص 369)؛ «وارد شدن پرچم های قیس و عرب به مصر»

 

5ـ انقلاب مردی از مصر و ایجاد حرکت اسلامی در این کشور

یکی دیگر از نشانه های ظهور، قیام مردی مصری است که پیش از خروج سفیانی خواهد بود. محمد بن مسلم که یکی از یاران درجه اول امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است، می گوید:

«یَخْرُجُ قَبْلَ السُّفْیَانِیِّ مِصْرِیٌّ وَ یَمَانِیٌّ.» (الغیبة للطوسی، ص 447)؛ قبل از سفیانی مردی مصری و مردی یمانی قیام می کنند.

احتمالا این مرد مصری همان است که در روایت عمار یاسر خواندیم که:

یَخْرُجُ أَهْلُ الْغَرْبِ إِلَى مِصْرَ فَإِذَا دَخَلُوا فَتِلْكَ أَمَارَةُ السُّفْیَانِیِّ وَ یَخْرُجُ قَبْلَ ذَلِكَ مَنْ یَدْعُو لِآلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ. (الغیبة، ص 463)؛ غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است. قبل از آن كسى قیام می كند كه مردم را دعوت به پیروى از آل محمد صلّى اللَّه علیه و اله می نماید.

اما ممکن است مردی که دعوت به پیروی از اهل بیت می کند در شام یا نقطه دیگری از بلاد اسلامی باشد و یا آنکه او کسی جز مرد مصری باشد. اما اگر او همان مرد مصری باشد، می توان چنین نتیجه گرفت که پیش از دوران ظهور در مصر شاهد حرکتی انقلابی با رویکردی متناسب با اهل بیت خواهیم بود که این نکته با وجود علاقه مصریان به اهل بیت از دوران فاطمیون، مساله عجیبی نخواهد بود.

با آنکه روشن است قیام اسلامی مرد مصری اندکی پیش از خروج سفیانی است، اما روشن نیست که زمان دقیق آن پیش از ورود نیروهای خارجی یا در دوره آنها و یا پس از خروج احتمالی آنان است.

از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود:

... فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِینِ الشُّهْبِ وَ الرَّایَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ؛ هنگامى كه دو نفر مدعى حكومت در شام به جان هم افتادند، علامتى از علائم الهى است. ... وقتى آن روز فرا رسید، خواهى دید كه سواران مرکب های غیر عربی سفید و سیاه و پرچم هاى زرد، از سمت مغرب می آیند تا به شام می رسند. در این موقع فرزند هند جگر خوار (سفیانى) خروج می کند و پس از آن باید منتظر خروج مهدی علیه السلام باشید

امام زمان

6ـ پیوستن نیروهای خارجی مستقر در مصر به سفیانی

قیام سفیانی در شام یکی از نقاط پر رنگ دوران پیش از ظهور است که روایات، به حتمی بودن آن اذعان دارند. اما نکته جالب اینجا است که او با حمایت و یا زمینه سازی نیروهای خارجی خواهد توانست اوضاع را در دست گیرد و فتنه ای بزرگ به پا کند. این مطلب را می توان از سه روایتی که در باب ورود نیروهای خارجی به مصر بیان شد، نیز فهمید.

بنابراین نیروهای خارجی برای جنگ با سفیانی به شام وارد نمی شوند. بلکه زمینه را برای قیام او فراهم خواهند نمود.

اما نکته مهم این است که در این روایات روشن نیست که آیا تمامی نیروهای خارجی مستقر شده در مصر از این کشور به سمت شام حرکت خواهند کرد و یا اینکه برخی از آنها در مصر خواهند ماند؟

 

7ـ آمادگی برای استقبال از امام زمان و ورود حضرت به این کشور

روایات ظهور حاکی از آن است که حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور وارد مصر خواهند شد و برای مردم آن دیار سخن خواهند گفت. نقل شده که امیر مومنان علیه‌السلام در خطبه ای در باب حوادث آخر الزمان فرمود: ثُمَّ یَسِیرُ إِلَى مِصْرَ فَیَصْعَدُ مِنْبَرَهُ فَیَخْطُبُ النَّاسَ. (بحار الأنوار، ج 53، ص 85)؛ سپس(مهدى و یارانش) به سوى مصر رهسپار مى شوند و حضرت از منبر آنجا بالا مى رود و مردم را مخاطب قرار می دهد و برایشان سخن مى گوید.

از این روایت استفاده می شود که مصر در دوران حکومت جهانی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف تبدیل به پایگاه تبلیغاتی امام زمان خواهد شد و این بدون آمادگی مردم انقلابی این دیار صورت نخواهد پذیرفت.

این روایت گویای آن است که ورود امام به مصر در شرایطی هماهنگ و بستری آماده از سوی مردم برای استقبال از حضرت صورت می گیرد. چرا که در این روایت هیچ سخنی از فتح و پیروزی به میان نیامده است.

حال که نمایی کلی از روایات مصر در دوران پیش از ظهور پدیدار شد، باید این روایات را مورد تحلیل و بررسی قرار داد.

ادامه دارد ...





نوع مطلب : همه چیز در باره ی مهدویت، دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فواید توبه و دعا برای تعجیل درفرج

ارتباط دعا

اگر همه بندگان خدا اهل توبه نباشند؛ ولیكن بعضى از مؤمنین به تنهایى ــ كه از اهل اخلاص و مودّت حقیقی مى‌باشند ــ علاوه بر دعا و توبه براى خود؛ برای دیگران نیز توبه انجام دهد، و دعا و طلب مغفرت از براى همه مؤمنین نماید، چنین دعا و توبه‌اى چند فایده دارد:

1- اگر چنین دعا و توبه‌اى موجب تعجیل در زمان فرج نشود كه یك مرتبه وقت آن سر آمده و فرج واقع شود، در این صورت امید است كه این نوع دعا و توبه وسیله تخفیف در طول زمان تأخیر شود، كه اگر مثلا دوران آن صد سال بود؛ چند سالش كم شود.

2- هرگاه بعضى از دوستان از براى همه برادران دینى ــ از احیاء و اموات آنها ــ از گناهى كه سبب تأخیر فرج شده است، توبه و طلب مغفرت نمودند، و با این حال دعا كردند، به مقتضاى آنچه خداوند وعده اجابت دعا به هر یك از بندگان ــ خصوصاً دعاى در حقّ غیر ــ فرموده، پس امید است كه در اثر استجابت این دعا همه مؤمنین از براى توبه و دعا در امر فرج توفیق یابند، خصوصاً اگر در دعایش بر این وجه قید نماید كه از خداوند طلب كند: آنچه وسیله تعجیل در فرج است میسّر و فراهم نماید .

پس توبه و دعای عموم مؤمنین یك وسیله فرج است، كه این وسیله به مستجاب شدن دعاهاى او فراهم خواهد شد، و آنها هم موفّق به این دعا و توبه خواهند گردید.

3- فرد بواسطه این توبه و دعا چه از جانب خودش و چه از جانب برادران ایمانى خودش از جمله انصار و یاران آن حضرت(علیه‌السلام) محسوب مى‌شود، ولو بر فرض آن كه تأثیرى در تعجیل فرج ــ از عدم جهت اقدام دیگران ــ ننماید.

امام حسن عسكرى(علیه‌السلام) در این مورد فرمود:

هیچ كس از فتنه‌ها و فسادها و سختى‌ها و امتحانات در زمان غیبت آن حضرت(علیه‌السلام) نجات نمى‌یابد، مگر كسی كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد.

و این مانند آن است كه براى نصرت و یارى امام عده‌اى به مجادله و جنگ با دشمنان مى‌روند و مغلوب مى‌شوند، در این صورت آنها حتماً از مجاهدین مى‌باشند و از انصار و یاران محسوبند، بلكه در این حالت مغلوبیّت از اجر و پاداش بزرگترى برخوردارند، خصوصاً در صورتى كه عدد مجاهدین كمتر باشد، پس اجر و پاداش آنها به چندین برابر بیشتر و برتر از كسانی كه از جهاد تخلف كرده‌اند؛ خواهد بود .

چون بر اساس آیات و روایات نصرت و یارى هر مظلومى خصوصاً وجود مبارك امام(علیه‌السلام)؛ بر همه اهل ایمان و بر فرد فرد آنها واجب است كه: به هر وسیله‌اى كه با آن یارى ممكن است؛ یارى كنند، و این وجوب با این كیفیت مانند وجوب نمازهاى روزانه؛ یقینى و قطعى است و بر فرد فرد از بندگان واجب است و به ترك بعضى، از بعض دیگر ــ در صورت قدرت ــ ساقط نمى‌شود، و ترك نمودن بعضى هم موجب ناقص و ضایع بودن فعل بعضى دیگر كه بجا بیاورند؛ نمى‌شود .

و در چنین زمانى كه فعلا مولا و امام ما مظلوم واقع شده‌اند، بواسطه آن كه حقّ الهى ایشان، از جهت طغیان ظالمین و اشرار و قلّت اعوان و انصار مغضوب گردید، و از این جهت غائب شده‌اند، و معلوم شد كه توبه و دعاهاى مؤمنین تأثیر در تعجیل در امر فرج ایشان دارد كه یا یك مرتبه دوران غیبت سر آید یا تخفیف در آن حاصل شود، پس این یك نوع نصرتى است كه مقدور همه بندگان هست، و اگر همگى این نوع نصرت و یارى را انجام مى‌دادند، رفع مظلومیّت از آن حضرت(علیه‌السلام) مى‌شد.

چنانچه اگر همه بندگان مؤمن اتفاق در نصرت و یارى حضرت سیدالشهدا(علیه‌السلام) مى‌كردند، ایشان مظلوم و مغلوب نمى‌شدند .

ولكن مادامى كه این اتّفاق در توبه و دعا از همه بندگان واقع نشود، پس هر گاه عدّه اى از بندگان به این نوع توبه و دعا عمل نمایند، در واقع عمل به تكلیف واجب خود نموده، و در زمره انصار واقعى آن حضرت محسوب خواهند گردید، و هم از عقوبت ترك یارى مظلوم سالم خواهند ماند، كه اگر خداوند در دنیا یا در آخرت كسانی كه ترك یارى مظلوم و یارى امام(علیه‌السلام) را كرده‌اند عذاب و عقوبت كند؛ بر حسب تمكّن حالشان، پس آنها از شرّ آن عذاب و عقوبت الهى در عافیت خواهند بود .

هر مؤمن كه به دعا و طلب فرج نمودن از براى وجود مبارك آن حضرت(علیه‌السلام) احسان نماید البته كمال امید است كه به جزاء این احسان؛ مورد احسان ایشان واقع، و مثل همین احسان آن حضرت هم طلب فرج و خیر و رحمت براى او فرمایند، یا به نحو دیگر از افاضات دنیوى و اُخروى، كه آشكارا و پنهان از طرف امام(علیه‌السلام) به دیگران مى‌رسد؛ شامل او نیز شود .

4- فرج و ظهور امام زمان(علیه‌السلام) بر دو قسم است:

قسم اوّل: فرج و ظهور كلّى است، و آن فرج و ظهور موعود ایشان است بر وجهى كه رفع شرّ جمیع اعداء از جمیع عالم مى فرمایند .

قسم دوّم: فرج‌هایى كه نسبت به قسم اوّل جزئى هستند، و آن برطرف شدن بعضى از هموم و غموم از قلب امام است كه این همّ و غم بواسطه غلبه دشمنان و شدت ظلم نسبت به بعضى از شیعیان است.

پس ممكن است كه با دعاى جمعى از شیعیان و دوستان مخلص، خداوند این نوع هموم را، با هلاكت گروهى از دشمنان از قلب مباركشان رفع بفرماید.

چنانچه در زمان حضرت رسول و حضرت امیرالمؤمنین(علیهماالسلام) خداوند به دست گروهى از مؤمنین كه به جهاد مى‌رفتند؛ ظالمین و كفار را هلاك مى‌كرد .

5- این دعا از فرد فرد شیعیان و دوستان به عنوان موالات و مودّت نسبت به آن حضرت(علیه‌السلام) خواهد بود، و بدین وسیله؛ دعا كننده یك درجه از حقّ مودّت ایشان را ــ كه اداء آن بر بنابر آیه مباركه «قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ اَجْراً الاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربى»(1) واجب و لازم است ــ اداء نموده است .

و به این وسیله؛ مورد رحمت‌هاى مخصوص ایشان مانند، شفاعت و دعا و غیر آنها واقع خواهد شد، خصوصاً بر حسب مضمون آیه كریمه: «هَلْ جَزاءُ الاِْحْسانْ إلاّ الاِْحْسان»(2)، كه به مقتضاى آن پاداش نمودن به هر احسان كننده، محبوب و مستحب و نیز مهم است، و امام(علیه‌السلام) هم البته در عمل به كتاب الله و به مكارم اخلاق و همچنین در دعا نمودن در حقّ كسى از دیگران؛ اولى است و احسان ایشان نسبت به آن شخص درست است .

پس هر مؤمن كه به دعا و طلب فرج نمودن از براى وجود مبارك آن حضرت(علیه‌السلام) احسان نماید البته كمال امید است كه به جزاء این احسان؛ مورد احسان ایشان واقع، و مثل همین احسان آن حضرت هم طلب فرج و خیر و رحمت براى او فرمایند، یا به نحو دیگر از افاضات دنیوى و اُخروى، كه آشكارا و پنهان از طرف امام(علیه‌السلام) به دیگران مى‌رسد؛ شامل او نیز شود .

6- چون وجود مبارك امام(علیه‌السلام) نعمت عظماى الهى بر بندگان است، بواسطه آن كه همه فیوضات دنیوى و اُخروى، ظاهرى و باطنى؛ به یمن وجود مبارك او و بوسیله محبّت و معرفت ایشان عطا مى‌شود، چنانچه در این آیه مباركه: «ثمّ لَتُسْئَلُنّ یَومَئِذ عَنِ النَّعیمِ»،(3) «نعیم» به آن حضرت(علیه‌السلام) و به ولایت ایشان تفسیر شده است.(4)

وجود مبارك امام(علیه‌السلام) نعمت عظماى الهى بر بندگان است، بواسطه آن كه همه فیوضات دنیوى و اُخروى، ظاهرى و باطنى؛ به یمن وجود مبارك او و بوسیله محبّت و معرفت ایشان عطا مى‌شود، چنانچه در این آیه مباركه: «ثمّ لَتُسْئَلُنّ یَومَئِذ عَنِ النَّعیمِ»، «نعیم» به آن حضرت(علیه‌السلام) و به ولایت ایشان تفسیر شده است.

و همچنین در بعضى دیگر از آیات و روایت نیز «نعمت» به وجود مبارك امام(علیه‌السلام) تفسیر شده، و شكر هر نعمتى علاوه بر آن كه واجب است وسیله بقاء و دوام نعمت و نیز وسیله انتفاع از آثار و منافع آن، و وسیله تكمیل آثار نعمت مى‌باشد، چنانچه به این مطلب در این آیه شریفه «وَ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزیدَنَّكُمْ»،(5) و نیز در روایات بسیارى تصریح شده است.

پس با دعاى در فرج حضرت صاحب الأمر(صلوات الله علیه) هم یك درجه از شكرگزارى نعمت وجود مباركشان حاصل مى‌شود، و بنده به هر اندازه در آن سعى كند آثار و فیوضات وجود اقدسشان در حقّ دعا كننده بیشتر و تمامتر و كاملتر خواهد شد .

7- بر حسب آنچه از بعضى روایات ظاهر مى‌شود، از جمله روایتى است كه حضرت صادق(علیه‌السلام) فرمود: اگر شماها مانند بنى اسرائیل بر دعا و توبه براى فرج ما اجتماع نكنید، غیبت به طول خواهد انجامید.

و همچنین در توقیع مبارك بیان كردیم كه حضرت فرمود:

اگر شیعیان هم عهد شوند و به آن عهدى كه بر ذمّه آنها ثابت شده است ــ یعنى یارى و موالات ما اهل بیت ــ وفا كنند، به زودى سعادت ملاقات ما روزى آنها خواهد شد، و ما را از آنها مستور و پنهان نداشته؛ جز اعمال آنها كه نزد ما مكروه است، و راضى به آن نیستیم.

هر گاه هر یک از مؤمنین در توبه و دعاى در فرج آن حضرت(علیه‌السلام) سعى و اهتمام نماید ــ چون به وظیفه تكلیف خود در مقام نصرت و یارى و موالات با ایشان و اداء حقّ آن عالى شأن عمل نموده است ــ مورد الطاف خاص حضرت احدیّت و آن حضرت خواهد شد، و بدین وسیله از شرّ آن فتنه‌ها و بلاها سالم خواهد ماند .

یعنى آنچه از بلاهاى دنیوى؛ غیر حتمى است از او دفع خواهد شد، بلكه در معرض آن هم واقع نخواهد شد، و آنچه حتمى است در آنها پس از اهل رضا و تسلیم خواهد شد، و به سبب آنها در فتنه‌ها واقع نخواهد شد، و آنچه هم از فتنه‌هاى اُخروى است، در هیچ حالى مبتلا نخواهد شد، پس با شدّت تاریكى راه هدایت براى اهل دنیا؛ براى او از خورشید هم روشن‌تر خواهد شد.

هر گاه هر یک از مؤمنین در توبه و دعاى در فرج آن حضرت(علیه‌السلام) سعى و اهتمام نماید ــ چون به وظیفه تكلیف خود در مقام نصرت و یارى و موالات با ایشان و اداء حقّ آن عالى شأن عمل نموده است ــ مورد الطاف خاص حضرت احدیّت و آن حضرت خواهد شد، و بدین وسیله از شرّ آن فتنه‌ها و بلاها سالم خواهد ماند .

امام حسن عسكرى(علیه‌السلام) در این مورد فرمود:

هیچ كس از فتنه‌ها و فسادها و سختى‌ها و امتحانات در زمان غیبت آن حضرت(علیه‌السلام) نجات نمى‌یابد، مگر كسی كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد.

8- از حدیث على بن مهزیار و نیز از توقیع مبارك استفاده مى‌شود كه: هر گاه هر كدام از مؤمنین در امر توبه و دعاى در فرج آن حضرت(علیه‌السلام) در حالتى كه به وظایف و آداب آن عمل نمایند سعى و اهتمام نمایند، پس اگر ظاهراً آن فرج كلّى واقع نشود و لقاء منیرشان براى همه بندگان ظاهر نگردد، پس امید زیادى هست كه بوسیله این توبه و دعا اگر مانعى در او هست رفع بشود، و براى خصوص این دعا كننده در خواب یا بیدارى زیارت جمال آن حضرت(علیه‌السلام) میسّر شود، و به بعضى از الطاف خاصّه آن حضرت مقرون، و به بعضی فیوضات مخصوص ظاهرى و معنوى از معارف و حِكَم الهى از آن حضرت(علیه‌السلام) بوسیله مكالمه با ایشان یا به نحو دیگر از افعال و احوالشان مستفیض شود، و براى بعضى از علماء ابرار یا صلحاء چنین حالاتى اتفاق افتاد، چنانچه شرح وقایع و حكایات آنها در بعضى از كتب بیان شده است.(6)

9- بنده مؤمن هرگاه فرج و ظهور امر آن حضرت(علیه‌السلام) را از خداوند متعال طلب نماید، این دعا وسیله‌اى براى تكمیل نور معرفت قلب او نسبت به آن حضرت(علیه‌السلام)، و نیز به كمالات ایشان به اعلى مرتبه‌اى كه از براى مؤمن معرفت داشتن به ایشان شایسته است؛ خواهد شد، و این معرفت و شناخت به آن كیفیّتى است كه در حال ظهور ایشان به وجه كامل یا به كمتر از آن حاصل مى‌شود.

و نیز این دعا وسیله‌اى از براى افتتاح ابواب اسرار و حقائق توحید و سایر معارف و حكمت‌ها به سوى قلب او بر آن وجهى كه در حال ظهور آن حضرت(علیه‌السلام) به یمن وجود اقدسشان حاصل مى‌شود؛ و خواهد شد، و هم وسیله‌اى براى مرتبه‌اى از اطمینان قلب و رفع خوف از دشمنان و از هر صاحب شرّى، و نیز فراغت حال از براى عبادت و بعضى از كیفیّات آسایش و سلامتى و راحتى جسمى و قلبى خواهد شد.

البتّه فوائد كلى و مهمى غیر از این فوائد نه‌گانه كه ذكر شد؛ بر حسب آنچه از آیات و روایات استفاده مى‌شود خیلى زیاد است، و چه بسا شمار آن فواید و فضایل متجاوز از صد فائده و فضیلت مى‌شود؛ كه در كتب به صورت مبسوط و مشروح بیان شده است .

بعد از شناخت این فواید مهم، سزاوار نیست كه بنده مؤمن از آن غفلت كرده و مسامحه نماید، و از فیوضات كامل آن محروم بماند، بلكه در مضمون بعضى از ادعیه‌ای كه از آن حضرت(علیه‌السلام) است آمده: از خداوند متعال چنین مسئلت نمائید كه:

 

الهى! ما را یارى فرما كه ذكر و یاد ایشان و صلوات بر ایشان و دعا در حقّ ایشان را فراموش نكنیم.

 


پی‌نوشت‌ها:

1- سوره شورى، 23 .

2- سوره الرحمن، 60.

3- ترجمه: سپس در آن روز از نعمت‌ها مى‌پرسند. (سوره تكاثر، آیه 8) .

4- تفسیر نورالثقلین، ج5، ص662 .

5- ترجمه: اگر شكر نعمت بجاى آورید، هر آینه بر نعمت مى‌افزاییم.(سوره ابراهیم، 8)

6- براى اطلاع بیشتر در این زمینه به كتاب «نجم الثاقب» و «عبقرى الحسان» مراجعه شود .

برگرفته از شیوه‌هاى یارى قائم آل محمد(علیهم‌السلام)، مرحوم آیت الله میرزا محمدباقر فقیه ایمانى.

گروه دین و اندیشه تبیان، ویرایش مهری هدهدی





نوع مطلب : همه چیز در باره ی مهدویت، دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مَتَى نَصْرُ اللَّهِ؟ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ(1)

آخر الزمان

آیا ظهور نزدیک است؟

 

چه خوشست بوی عشق از نفس نیازمندان         دل از انتظار خونین دهن از امید خندان

بنا بر نص صریح قرآن کریم، هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) بر آن شد که برای ملاقات و مناجات با پروردگار خویش آهنگ کوه طور نماید، قوم خویش(بنی اسراییل ) را فراخواند و آنان را وعده کرد که تا پایان سی روز آینده به سوی ایشان باز خواهد گشت و آنگاه که خداوند متعال ده روز دیگر بر آن سی روز افزود عده ای از بنی اسرائیل گفتند موسی (علیه السلام) خلف وعده کرده و این مسأله زمینه ساز فتنه سامری و گوساله پرستی قوم یهود گردید. (الأعراف/142)

با توجه به پیامها و عبرتهای موجود در آیه یاد شده باید گفت یکی از آفتها و آسیبهایی که می تواند به منزله یک تهدید برای نهضت انسان ساز و امید آفرین مهدویت به شمار رود مسأله "توقیت" یا تعیین وقت واقعه ظهور است.

 

به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد. چه آنکه وقتی گفته می شود ظهور در فلان زمان مشخص حتما واقع خواهد شد ولی در زمان وعده شده ظهور تحقق نپذیرد آنگاه فرد منتظر افزون بر اینکه ممکن است ایمان خویش را نسبت به اصل ظهور منجی از دست دهد سرشکسته، مأیوس و ناامید نیز خواهد شد. از سوی دیگر چنانچه گفته شود ظهور تا فلان زمان خاص به وقوع نخواهد پیوست آنگاه فرد منتظر به خیال اینکه هنوز تا زمان ظهور فرصت کافی در اختیار دارد تلاش خویش را برای دستیابی به آمادگی لازم برای واقعه ظهور فروخواهد گذاشت.

 این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند.

بدینسان می توان گفت کارکرد حقیقی انتظار در عصر غیبت در گرو عدم تعیین وقت خاص برای واقعه ظهور می باشد.

از همین روست که در کثیری از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با "کذب" خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند. چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به "اسحاق بن یعقوب" آمده است:

 "... و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون"(3)

 (و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند)

البته نهی از "توقیت" نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش،که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه  باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای "عهد" آمده است:

"... اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا"(4)

(پروردگارا! با حضور ولی و دوست خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما آن را نزدیک می بینیم)

 

بنا بر آنچه گذشت گفتنی است این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند. (این نقل قول را از زبان آیت الله ناصری از اینجا دریافت کنید).

راقم این سطور از یک سو در امین و ثقه بودن این علمای فرزانه ذره ای تردید ندارد. از سویی دیگر ظاهر این سخن ممکن است با پاره ای از احادیث منقول از اهل بیت علیهم السلام(روایتهایی که با عنوان "توقیت" شهرت یافته‌اند(5)) سازگار نیفتد بنابراین دیدگاه معقول و روی آورد منطقی در قبال مساله یاد شده چیست؟

 

به عقیده ما نمی توان و نباید از سر شتابزدگی و با اخذ موضع عجولانه، شأن و منزلت برخی از سرمایه ها و ذخیره های علمی و معنوی این کشور را زیر سوال برده آنها را در عداد وقت گزاران امر ظهور و مصادیقی برای این گونه روایتها به شمار آورد بلکه می بایست آنجا که سخنی چنین تامل برانگیز( آنهم به نقل از عالمی فرهیخته و دانشمند که خود بیش و پیش از ما بر اینگونه روایات اطلاع و اشراف کامل دارد) مطرح می شود تمام سعی و دقت خویش را در فهم صحیح مراد و مقصود گوینده به کار بندیم.

به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد.

و اما رهیافت معقول و پاسخ به سوال مزبور در گرو تقدیم چند مقدمه است:

یکم:

 همانگونه که غیبت بر دو گونه است: غبیت صغری و غیبت کبری؛ ظهور نیز بر دو گونه است: ظهور اصغر و ظهور اکبر.

منظور از ظهور اکبر همان فرج حقیقی و تحقق حکومت عدالت محور آخرین حجت خدا در دوران آخر الزمان است اما مراد از ظهور اصغر، تحقق پاره ای از نشانه های آخر الزمان نظیر رویدادهای اجتماعی همانند قیامها و جنگها، وبرخی حوادث طبیعی همچون زلزله، سیلابها، خسوف و کسوف غیر عادی، و نیز برخی نشانه های خاص می باشد که در برخی کتب مانند کتاب"عصر ظهور" تألیف عالم فرزانه آیت الله کوران به تفصیل تبیین و بررسی شده است.

دوم:

وقوع برخی از نشانه های یاد شده حتمی است بدین معنا که تا این نشانه ها تحقق نپذیرد ظهور واقع نخواهد شد. برخی نشانه ها نیز محتمل الوقوعند.

سوم:

هر یک از نشانه های یاد شده به تنهایی در حکم معدّات (6) و به منزله علت ناقصه (7) برای تحقق ظهور اکبر انگاشته می شوند اما اراده و فعل انسانها به عنوان جزء اخیر علت تامه (8)در تحقق ظهور اکبر نقشی سرنوشت ساز و تعیین کننده دارد لذا در شماری از روایات، یکی از وظایف خطیر منتظران در عصر غیبت دعا و استغاثه به محضر ربوبی به منظور تعجیل در امر فرج معرفی شده است؛ و حضرت حجت علیه السلام خود راز گشایش این مسأله را به ما آموخته اند آنجا که درتوقیع صادر شده از ناحیه حضرتش می فرمایند:

"... و اکثرو الدعا لتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم" (9)

(... تا می توانید برای تعجیل در فرج دعا کنید چرا که فرج شما همان است.)

 

نتیجه گیری:

قدر مسلم پاره ای از نشانه های ظهور در عصر حاضر تحقق یافته است. ظهور این نشانه ها(ظهور اصغر) نوید بخش قریب الوقوع بودن ظهور اکبر است لکن اراده و فعل آدمیان می تواند در کنار سایر اسباب، موجب تسریع و یا تاخیر آن گردد.

 

پایان بخش نوشتار حاضر تذکار این نکته است که:

توقیت یاد شده از ناحیه علمای اعلام آن توقیت معهود در روایات نیست چرا که آن توقیت، تعیین زمان خاص الخاص و وقت دقیق برای امر ظهور است و این نحوه توقیت از کلام این بزرگان استنباط نمی شود.

 

نوشته ی: شکوری_کارشناس گروه دین و اندیشه تبیان





نوع مطلب : همه چیز در باره ی مهدویت، دین و اندیشه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


این وبلاگ در مورد فناوری و تکنولوژی بوده است اوقات خوشی را برای شما آرزو دارم در ضمن بنده به دلیل اینکه سایت تبیان منبع موثقی از مطالب می باشد اکثر مطالب را از این سایت بر روی وب خود قرار میدهم

مدیر وبلاگ : محمد میرشكار نژاد
مطالب اخیر
نظرسنجی
کدام یک از موارد بیشتر شود؟











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :